خرید بک لینک
ساعت شش عصر سوار متروی تجریش میشوم و له میشوم طبق معمول. مردم بین غرهایشان چیزهایی میگویند درباره اینکه اینهمه آدم از کجا آمدهاند و چه میخواهند از جان مسیر هر روزهی آنها ولی سوال اصلی این است که خود فرد آنجا چه میکند و چه میخواهد از مسیر هر روزهی هزار آدم دیگر. مثل وقتی میگوید "هر کی رو میبینی لباسهای السی تنشه، خزش کردن رفت" ، اضافه نمیکند که خودش هم یکی از همانهاست. مغزم را میخورد این که چرا هرکس بقیه را اضافه میبیند و خودش را مرکز جهان. مدوس دوشنبه ۱ خرداد ۹۶ ۱۹:۳۸

برچسب: مرکز,کیه,پس؟, نویسنده: آرشان میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:51

صفحه بندی